شب است. نگاه کنجکاوت آسمان را می کاود تا شاید ستاره ای بیابد ولی افسوس که چیزی جز سوسوی چند جرم کم نور به صید نگاهت در نمی آید. نا امیدانه چشم از آسمان بر می گیری و به این ترتیب شبی را که می بایست در پناه سقف نقره ای آسمان سپری می کردی زیر سقف کوتاه خانه ات به روز می رسانی. بی آنکه از خود بپرسی «چرا»، به باور این واقعیت تلخ تن داده ای و تنها در اندیشه ی آنی که در وقتی دیگر کوله بارت را برداری و راه گریز در پیش گیری، حتی اگر فرصت آن تنها به درازای یک شب باشد. اما براستی تا به کجا می توان گریخت؟... بی تردید شبهای پر ستاره حق مسلم هر انسانیست. این بخشی از میراث نیاکان ما است. چیزی که نیکان ما با آن بزرگ شده اند و ما و فرزندانمان از آن محروم هستیم. گنجینه ای که بدون آن زیبایی اسرار آمیز شبهای زندگی مان را از دست داده ایم، بی اغراق سرچشمه تمامی میراث فرهنگی و ادبی و کنجکاویهای علمی آدمی از آغاز تاریخ تا کنون بوده است. چیزی که زمانی تنها چشم انداز زیبای شبهای آدمیان بود اکنون بدون هیچ مراقبت رها و فراموش شده است. ما با نور پردازی ناشایست در شهرها چهره آسمان شب را به زشتی روشن می کنیم و مانع از تشخیص درخشش ستارگان بوسیله چشم انسان می شویم و جالب آنکه سالانه هزینه هنگفتی را نیز برای این امر هدر می دهیم. هم اکنون انجمنها و تشکلهای بسیاری در کشورهای توسعه یافته در زمینه مبارزه با این پدیده که آلودگی نوری (Light Pollution) نامیده می شود، پیشگام شده اند و خوشبختانه اقدامات موثری از سوی آنها در این راستا به انجام رسیده است. بنابراین بسیار بجاست که ما نیز با استفاده از تجربیات پیشگامان این حرکت و با شناخت ویژگیهای بومیمان, دست در دست یکدیگر گذاریم و دست کم در خاورمیانه پیشگام تاریک کردن آسمان شهرهای کشورمان شویم.